مدل توسعه در جمهوري اسلامي، به اقتضاي شرايط فرهنگي، تاريخي، مواريث و اعتقادات و ايمان اين مردم، يك مدل كاملًا بومي و مختص به خود ملت ايران است؛ از هيچ جا نبايد تقليد كرد؛ نه از بانك جهاني ، نه از صندوق بين المللي پول، نه از فلان كشور چپ، نه از فلان كشور راست؛ هرجا اقتضايي دارد.
الزامات پیوستن به اقتصاد جهانی از نگاه رهبر انقلاب(2)
نسخه چاپي
تاريخ: ۱۷:۱۹:۰۳ ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
موضوع پیوستن به اقتصاد جهانی همیشه در مباحث اقتصادی کشور ما مطرح بوده و به خصوص بعد از تشکیل دولت یازدهم باردیگر مطرح شده است. شاید مهم‌ترین سند این اشتیاق استراتژی توسعه صنعتی دولت هشتم باشد که توسط دکتر نیلی و همکارانش تدوین شد. در این میان کمتر کسی به دغدغه‌های رهبر انقلاب در این موضوع توجه کرده است. تلاش شده تا بخشی دیگر از دیدگاه‌های ایشان درباره پیوستن یا نپیوستن به اقتصاد جهانی بیان شود.
نفی جهاني شدن به معناي تبديل شدن به يك پيچ و مهره اي در ماشين سرمايه داري غرب

يك نكته اي را در اينجا من عرض بكنم و آن مسئله ي جهاني شدن است. جهاني شدن، اسم خيلي قشنگي است و هر كشوري فكر مي كند بازارهاي جهاني به رويش باز مي شود. اما جهاني شدن به معناي تبديل شدن به يك پيچ و مهره اي در ماشين سرمايه داري غرب، نبايد مورد قبول هيچ ملت مستقلي باشد. اگر قرار است جهاني شدن به معناي درست كلمه تحقق پيدا بكند، بايد  كشورها استقلال خودشان- استقلال اقتصادي و استقلال سياسي- و قدرت تصميم گيري خودشان را حفظ كنند؛ و الّا جهاني  شدني كه ده ها سال پيش از طريق بانك جهاني و صندوق بين المللي پول و سازمان تجارت  جهاني و امثال اين ها- كه همه ابزارهاي آمريكائي و استكباري بودند- به وجود آمده، ارزشي ندارد. بنابراين، يك اصل مهم، مسئله ي استقلال است؛ كه اگر اين نباشد پيشرفت نيست، سرابِ پيشرفت است.

​بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار استادان و دانشجويان كردستان  27/ 02/ 1388

شکست ملت‌ها در نتیجه عمل به نسخه‌های بانک جهانی

شما نگاه كنيد به كشورهايي كه به اصطلاح به آن ها كشورهاي در حال توسعه، يا عقب افتاده، يا كشورهاي جهان سوم مي گويند. كداميك از آن ها توانستند از ناحيه ي دخالت امريكا، دخالت بانك  جهاني، دخالت مراكز و اقطاب سياسي عالم، طرْفي ببندند و كاري بكنند و سعادتي براي خودشان درست كنند؟! ملت مستقل و آزاد، آن ملتي است كه بتواند روي پاي خود بايستد، با امكانات خود كار كند، با اراده ي خود حركت كند، با وحدت و با جهت گيري صحيح، با آنچه كه به صلاح او، براي او و تأمين كننده ي آينده ي اوست، حركت كند؛ اين ملت به جايي خواهد رسيد.

بيانات در ديدار جمع كثيري از مردم آمل 21/ 03/ 1377

نباید بر اساس نسخه‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول اقتصادمان را تدوین کنیم

اميدواريم دولتي كه بر سر كار خواهد آمد، با همكاري مجلس، به اقتصاد سالم كشور، اهميت حقيقي دهد. اين ها به نشستن و بررسي علمي كردن و راهكارها را پيدا كردن احتياج دارد. با گفتن نمي شود؛ بايد اقدام و پيگيري كند و موانع توليد بهينه و تكميل چرخه ي صنعتي و موانع صادرات و سرمايه گذاريهاي داخلي كشور را بشناسد و آن ها را برطرف كند. اگر امكان جذب سرمايه هاي خارجي در كشور فراهم مي شود، به معناي حقيقي كلمه منافع ملت و هويّت ملي را در نظر بگيرد و مصالح كشور را قرباني نكند. اين طور نباشد كه يك جهت را مورد توجه قرار دهيم و جهات ديگر را فراموش كنيم. جذب سرمايه هاي خارجي بايد به شكلي باشد كه اقتصاد كشور از آن سود ببرد، نه زيان. ما بعضي از رشدها و شكوفاييهاي بادكنكي را در برخي از كشورهاي شرق آسيا ديديم. نخست وزير مالزي در تهران به من گفت كه ما در مدّت چند روز، از يك كشور ثروتمند به يك كشور فقير تبديل شديم! اين خوب است؟! يعني سرنوشت اقتصاد كشور در دست يك تاجر فرنگي باشد كه اگر اراده كرد، بتواند كشوري را با ميلياردها دلار گردش سرمايه اي، در ظرف چند روز به خاك سياه بنشاند و فلج كند! او وقتي اين مطلب را به من مي گفت، چهره اش پُر از غم و افسردگي بود. ما اين رشدهاي بادكنكي را پيشرفت اقتصادي نمي دانيم. كشور به سرمايه هاي انساني و طبيعي و هويّت ذاتي  متّكي است و مستوجب رشد و شكوفايي واقعي اقتصادي است؛ اما نه آن گونه كه بانك  جهاني  و صندوق بين المللي پول براي ما نسخه بنويسند و ما هم طبق همان نسخه، اقتصاد خودمان را تدوين كنيم؛ نه. ما برنامه و سياست داريم و- همان طور كه گفتم- ما مي توانيم. اگر كسي بگويد ما جز با تسليم در مقابل اين برنامه ها، نمي توانيم حركت اقتصادي كنيم، قضاوت خوش بينانه در مورد او اين است كه بگوييم كشور و ملت و سرمايه هاي داخلي را نشناخته است؛ البته قضاوتهاي بدبينانه هم مي شود كرد. مسئولان كشور و شما برادران و خواهراني كه در بخشهاي مختلف مشغول  هستيد، با اميد و توكّل به پروردگار، با اعتماد به مباني فكري و عملي اسلامي و با همّت والا و عالي، تلاش خود را شروع كنيد و إن شاء اللّه به فضل الهي اين كشور شاهد رشد و شكوفايي در همه ي عرصه ها خواهد بود؛ مشروط بر اينكه مسئولان وظايف خود را انجام دهند.

بيانات در ديدار گروه كثيري از اصناف 10/ 04/ 1380

نباید از بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول در مدل توسعه تقلید کرد

ما دنبال چه نوع توسعه اي هستيم؟ اين نكته ي اساسي، در بحثهاي اقتصادي و غير اقتصادي جاري است. كساني دنبال اين هستند كه حرفي را پرتاب كنند و ذهن مردم را از مسائل اصلي دور نگه دارند: مدل چيني، مدل ژاپني، مدل فلان. مدل توسعه در جمهوري اسلامي، به اقتضاي شرايط فرهنگي، تاريخي، مواريث و اعتقادات و ايمان اين  مردم، يك مدل كاملًا بومي و مختص به خود ملت ايران است؛ از هيچ جا نبايد تقليد كرد؛ نه از بانك  جهاني ، نه از صندوق بين المللي پول، نه از فلان كشور چپ، نه از فلان كشور راست؛ هرجا اقتضايي دارد. فرق است بين استفاده كردن از تجربيات ديگران، با پيروي از مدلهاي تحميلي و القايي و غالباً هم منسوخ. بنده مي بينم گاهي بعضي از شيوه هايي كه در زمينه هاي اقتصادي و فرهنگي و غيره پيشنهاد مي شود، از ديگران گرفته شده- فلان متفكر فرنگي اين طوري گفته، فلان متفكر كجايي اين طوري گفته- مثل اينكه به آيات قرآن استناد مي شود! خيلي از شيوه ها منسوخ است؛ سي سال پيش، چهل سال پيش، پنجاه سال پيش تجربه شده، بعد يك روش بهتر آورده اند؛ ولي ما الآن مي خواهيم از روش منسوخ آن ها در آموزش و پرورش، در مسائل علمي، در كارهاي دانشگاهي، در كارهاي اقتصادي و در برنامه ريزي و بودجه بندي استفاده كنيم؛ نه، اين درست نيست. از تجربه ها و دانشها بايد استفاده كرد، اما الگو و شيوه و مدل را بايد كاملًا بومي و خودي انتخاب كرد.

بيانات در ديدار نمايندگان هفتمين دوره ي مجلس شوراي اسلامي  27/ 03/ 1383

ماهاتير محمد، نخست وزير سابق مالزي- كه بسيار هم آدم پُركار و دقيق و جدي و پايبندي بود- به تهران آمد، به ديدن من هم آمد؛ همان اوقات بود كه تحولات گوناگوني در آسياي شرقي اتفاق افتاده بود؛ در مالزي، اندونزي و تايلند، و زلزله ي اقتصادي به وجود آمده بود. همين سرمايه دار صهيونيستي و بعد سرمايه دارهاي ديگر، با بازيهاي بانكي و پولي توانستند چند تا كشور را به برشكستگي بكشانند. در آن وقت ماهاتير محمد به من گفت: من فقط همين قدر به شما بگويم كه ما يك شبه گدا شديم! البته وقتي كشوري وابستگي اقتصادي پيدا كرد و خواست نسخه هاي اقتصادي بانك  جهاني  و صندوق بين المللي پول را عمل بكند، همين طور هم خواهد شد. خود اين بانك  جهاني  و صندوق بين المللي هم يكي از بخشها و قطعه هاي اين پازل بزرگند. اين خيلي خطرناك است كه سر رشته ي تحولات جهاني دست باندهاي قدرت بين المللي باشد؛ كه امروز هست. اين ها صهيونيستها و سرمايه دارهايند و عمدتاً هم در امريكا و در اروپايند.

ديدار با دانشجويان 18/ 08/ 1385